وبگاه تخصصي مجله ميهن
بروزرسانی: ۹:۴۹:۱۹ - سه شنبه ۸ ثور ۱۳۹۴
فرصت‌ها و پتانسیل‌های همکاری ایران و هند در افغانستان

81025048-5469777
رابطه هند با ایران به دهلی کمک می‌کند به بازارهای مصرف کالا و منابع انرژی منطقه آسیای مرکزی و افغانستان دسترسی یابد. چرا که هندوستان هیچ راه مستقیمی جهت دسترسی به آسیای مرکزی و حوزه کاسپین ندارد.

کشور افغانستان اهمیت ویژه ای در سیاست خارجی دو کشور هند و ایران دارد و دو کشور همکاری های مناسب و گسترده ای با افغانستان دارند. در واقع شناخت فرصتها و پتانسیل های گوناگون همکاری دو کشور هند و ایران در افغانستان، بعد از خروج امریکایی ها، دارای جایگاه مهمی برای دو کشور است؛که می تواند کمک گسترده ای به دو کشور در راستای همگرایی و همکاری بیشتر در افغانستان و راهگشایی برای بخش های گوناگون اقتصادی و سیاسی دو کشور بوده و در نوع سیاست گذاری ها، راهبردها و رویکردهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن ها در افغانستان موثر باشد

روابط دو جانبه سه کشور:

الف. روابط ایران و هند: روابط دو کشور در مارس 1950 و در فاصله کوتاهی پس از استقلال هند برقرار شد. تحولات روابط دو کشور هند و ایران به ویژه از ابتدای هزاره جدید، متاثر از عوامل مختلفی بوده است. عواملی که در حوزه هایی روابط دوجانبه را در پی دو اعلامیه مهم تهران و دهلی نو گسترش و تعمیق بخشیده است. لذا مهمترین بسترهای همکاری میان ایران و هند را می توان در زمینه های اقتصادی، انرژی، فرهنگی، امنیتی و دفاعی و سیاسی تقسیم بندی کرد.

در واقع طیفی از عوامل همچون امنیت انرژی، روابط هند و ایالات متحده، برنامه هسته ای ایران و تحولات در افغانستان در این سال ها بر روند روابط دو کشور تاثیر گذارده اند. این عوامل فرصت های جدیدی را در روابط دو کشور، بعد از سرنگونی طالبان پدید آورده اند .

در چند سال گذشته نشانه هایی از کوشش دو کشور در حفظ و گسترش روابط، با وجود چالش های متعدد، وجود داشته است. چنانچه در نشست سران غیر متعهدها در تابستان گذشته ( در تهران)، نخست وزیر هند با هیاتی عالی رتبه 250 نفری وارد ایران شد.

در این راستا از یک سو دهلی نو بر نگاه مثبت و فرامنطقه ای هندوستان به ایران تاکید دارد و خواستار حل و فصل موضوع هسته ای ایران از راه گفتگو با محوریت آژانس انرژی هسته ای و به دور از هرگونه تشنج بوده است، و از سویی هم کوشش کرده روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران را حفظ کند.

ایران و هند به عنوان دو قدرت منطقه ای در حال رشد، می توانند بسترهای همکاری استراتژیکی موثری در افغانستان داشته باشند. دو کشور جدا از آنکه عضو ناظر در شانگهای هستند، پیوندهای گوناگونی داشته و با توجه به علایق استراتژیک و نگاه به حیات خلوت منطقه، خواستار افزایش نقش گسترده چین و امریکا در افغانستان نیستند.

در یک سال گذشته نیز ایران خواستار مشارکت راهبردی و دراز مدت و روابط اقتصادی نزدیک تر با هندوستان شده است.در واقع هند با جمعیتی بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر، چهارمین اقتصاد بزرگ دنیا و دومین کشور پر جمعیت پس از چین و هم چنین پنجمین مصرف کننده بزرگ انرژی در دنیا می باشد که این نشان از جایگاه و اهمیت این کشور دارد. در این راستا هند و ایران در راستای تنوع سازی بازارهای صادراتی و وارداتی خود، و جلوگیری از وابستگی به چند کشور ویژه، کوشش می کنند تا روابط انرژی، گازی و نفتی خود را ادامه دهند.

ب: روابط افغانستان و هند: روابط هند و افغانستان در سال 1328 خورشیدی با امضای یک قرارداد همکاری گسترش یافت و با به وجود آمدن حاکمیت‎های مختلف در افغانستان، روابط بین کابل ـ دهلی‎نو همچنان حفظ شده است. روابط افغانستان و هند تاریخی طولانی از دوستی و همکاری دارند. یعنی بدون نگاه به نوع حکومت در افغانستان، و نوع حزب حاضر در قدرت در هند، به طور سنتی روابط دهلی نو – کابل روابطی پویا بوده است.

با این حال در دوران طالبان، یا جریان افراط، که بر بخشی از جغرافیای افغانستان حاکم بود، این روابط تعطیل شد. اما با سرنگونی طالبان و در یک ‎دهه اخیر، روابط دو کشور، با کمک‎های 2 میلیارد دلاری هند به افغانستان، به طور قابل‎ ملاحظه‎ای افزایش یافته است. در واقع از سال 2001 تاکنون هند به عنوان یکی از حامیان بزرگ افغانستان، در صحنه حضور داشته است.

هند طی سال‎های گذشته پروژه‎ های مختلف بازسازی، از جمله ساخت جاده زرنج -دلارام، بازسازی بند سلما در هرات و ساختمان جدید پارلمان را در افغانستان مد نظر داشته است. در همین راستا هند و افغانستان در سال 2011 میلادی، پیمان همکاری‎های بلند مدت استراتژیک را نیز به امضا رسانده ‎اند و اخیرا نیز بر اساس یافته‎ های تحقیقاتی اعلام شده توسط مقامات کابل، از نظر افکار عمومی افغانستان، هند نخستین کشور دوست افغانستان خوانده شده است.

در واقع هندوستان به عنوان قدرت منطقه ای در شبه قاره هند، دارای منافع استراتژیک سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. هند به عنوان قدرتی منطقه ای در شبه قاره هند، منفعتی استراتژیکی و قانونی در ثبات و امنیت افغانستان دارد و این امر توسط هیچ کشوری غیر از پاکستان مورد اعتراض قرار نگرفته است. هند چهار کنسولگری در هرات، جلال آباد، مزار شریف و قندهار دایر کرده است.

ج: روابط ایران و افغانستان: ایران و افغانستان از گذشته دارای پیوندهای گوناگون زبانی، فرهنگی، مذهبی، تمدنی و.. بوده اند. روابط ایران و افغانستان در یک دهه گذشته رو به رشد بوده و ایران تلاش کرده است با ابزارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، حضور بیشتری در افغانستان داشته باشد. در این حال، در سالهای اخیر هم تجارت بین ایران و افغانستان افزایش یافته است.

در حال حاضر ایران دارای منافع گوناگون استراتژیکی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در این کشور است. در این بین مهمترین تهدیدهایی که به واسطه وضعیت کنونی افغانستان متوجه ایران شده را می‏‏توان در سطوح سیاسی، اقتصادی و امنیت، همچون ترانزیت مواد مخدر، تقابل منافع سیاسی و اقتصادی با رقبا، طالبانیسم و…دید.

در همین راستا اخیرا تفاهم ‌نامه همکاری‌ های استراتژیک میان شوراهای امنیت ملی افغانستان و ایران، در حاشیه دیدار حامد کرزی و حسن روحانی هفته جاری به امضا رسید. امضای این تفاهم ‌نامه به مثابه آغاز گسترش مناسبات میان دو کشور، در بخش‌های مختلف، به سطح استراتژیک بوده و می توانند به اتکا پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی و جغرافیایی، اراده مشترک دو دولت برای تعمیق و گسترش مناسبات، از فرصت‌های مشترک فرا روی دو کشور بهره‌ برداری و بر حفظ و تقویت صلح، ثبات و امنیت در منطقه و بهبود همکاری‌های منطقه ‌ای و بین‌المللی ، مقابله با تهدیدات امنیت ملی روابط را پایدار تر کند.

فرصتها و پتانسیل ها همکاری ایران و هند در افغانستان:

1 : فرصت ها و پتانسیل های همکاری سیاسی استراتژیکی و امنیتی:

هندوستان و ایران در سه دهه گذشته، منافع مشترک منطقه ای فراوانی در افغانستان داشته اند. این امر با سرنگونی شوروی بعد نوینی به خود گرفته است. در واقع هند و ایران طی سال های 2001-1996، هر دو از اتحاد شمال در برابر طالبان حمایت می کردند. همچنین هر دو کشور از سرنگونی رژیم طالبان حمایت و به دنبال جلوگیری از دستیابی دوباره قدرت توسط طالبان یا رژیمی مشابه آن بودند.

عربستان به گونه مستقیم و غیر مستقیم با جریان ها و گروههایی تندرو افغانی و پاکستانی رابطه داشته و گسترش فضای مانور ریاض می تواند بر منافع دو کشور در افغانستان و منطقه تاثیر گذارد. در این راستا ایران با کمک هندوستان می تواند فضای ضد ایرانی که به وسیله وهابیسم تندرو در منطقه به وجود آمده را بشکند و به گسترش همکاری ها با هند بپردازد.

این حمایت مشترک به گونه ای بود که اخیرا عطا محمد نور، والی بلخ ،که در مراسم یاد بود از هجدهمین سالروز شهادت عبدالعلی مزاری و در واکنش به اظهارات شماری از وکلای مردم در شورای ملی ( بخاطر تغیر نام جاده ای در مزار شریف از ابو مسلم خراسانی به «شهدای دیپلماتهای ایرانی» ) گفت، کسانی که از عملکرد ما انتقاد می کنند دیروز کجا بودند…. ایران بصورت مستقیم از جبهه مقاومت افغانستان حمایت کرد. این نقش مورد اشاره محمد نور در حالی صورت گرفت که هند نیز در آن مشارکت داشت.

اکنون اگر نگاهی به فرصت های همکاری استراتژیک، سیاسی و امنیتی ایران و هند در افغانستان داشته باشیم باید گفت، این فرصت ها در چندین بخش وجود دارد. در این راستا همچنان که در یک دهه گذشته دو کشور ایران و هند، چندین دور گفتگوی استراتژیک برگزار کرده اند، می توانند در افغانستان، به منظور تضمین منافع گوناگون استراتژیکی و سیاسی خود با یکدیگر همکاری داشته باشند.

در بعد نخست، هر چند هندی ها با توجه به بعد مسافت نسبت به ایران، از ترانزیت مواد مخدر همچون ایران آسیب عمده ای نمی بینند، اما با این وجود کنترل کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان می تواند به نفع دو کشور باشد. چرا که کنترل کشت مواد مخدر، زمینه ساز ناتوانی و کاهش درآمدهای ساختارهای نظم گریز، طالبان و جریان های افراط خواهد بود. این امر به نفع منافع امنیتی هند و ایران است.

در همین راستا دهلی و تهران در شرایط کنونی نگران تسلط افراط گرایان بر عرصه سیاسی افغانستان، بعد از سرنگونی طالبان بوده و هستند. یعنی همچنان که هر دو کشور از سرنگونی رژیم طالبان حمایت کردند، اکنون هم به دنبال جلوگیری از دستیابی دوباره قدرت توسط طالبان، یا رژیمی مشابه آن هستند. این امر در حالی است که طالبانیسم و خطر گسترش تندروی سلفی و تکفیری، تهدیدی است که از افغانستان متوجه ایران و هند است.

به عبارت دیگر از یک سو ایران خطر گسترش افراط گرایی مذهبی و تروریسم در افغانستان را برخلاف منافع داخلی و منطقه ای خود می بیند و از آن می هراسد که افزایش نفوذ و قدرت تفکیری ها و طالبان در افغانستان، بر متحدان ایران در افغانستان تاثیر گذارد و از سویی نیز هند از آن نگران است که قدرت گیری طالبان و گروه هایی تندرو سلفی تکفیری در افغانستان، تهدیدات مستقیمی را متوجه منافع هند در افغانستان نموده و به پدیده تروریسم در کشمیر و هند دامن زند. در این راستا گسترش رایزنی های ایران با هندوستان می تواند در تعقیب منافع ملی دو کشور بر اساس اصول عملگرایی مناسب باشد.

دوم آنکه سیاست هند در افغانستان، به نوعی تابعی از روابط این کشور با پاکستان است و افغانستان هم عرصه ای است که رقابت هند و پاکستان در آن کاملا مشهود بوده است. در این حال همکاری استراتژیکی و سیاسی هند با ایران در افغانستان می تواند موجب کاهش نفوذ پاکستان در افغانستان شده و به گسترش همکاری ها و همگرایی دو کشور ایران و هند در سایر زمینه ها در افغانستان کمک کند.

در همین راستا نیز با توجه به نوع نگرش و سیاست های منطقه ای هند و ایران در افغانستان، عملا دو کشور حضور و نفوذ عربستان در افغانستان را بر خلاف منافع ملی خود می دانند. چه اینکه ریاض به گونه مستقیم و غیر مستقیم با جریان ها و گروههایی تندرو افغانی و پاکستانی رابطه داشته و گسترش فضای مانور ریاض می تواند بر منافع دو کشور در افغانستان و منطقه تاثیر گذارد.

در این راستا ایران با کمک هندوستان می تواند فضای ضد ایرانی که به وسیله وهابیسم تندرو در منطقه به وجود آمده را بشکند و به گسترش همکاری ها با هند بپردازد. در این حال باید توجه داشت که شناخت دو کشور از فرصتها و پتانسیل های سیاسی، امنیت و استراتژیکی همکاری مشترک در افغانستان می تواند به افزایش نقش هر دو کشور در افغانستان، بعد از خروج امریکا کمک کند.

سوم اینکه یکی از موانع ثبات و امنیت در افغانستان، تقابل منافع سیاسی بازیگران خارجی می‏‏باشد. در این حال ایران و هند به عنوان دو قدرت منطقه ای در حال رشد، می توانند بسترهای همکاری استراتژیکی موثری در افغانستان داشته باشند. دو کشور جدا از آنکه عضو ناظر در شانگهای هستند، پیوندهای گوناگونی داشته و با توجه به علایق استراتژیک و نگاه به حیات خلوت منطقه، خواستار افزایش نقش گسترده چین و امریکا در افغانستان نیستند.

به همین منظور با وجود پیمانهای استراتژیک کابل با دهلی و پیوندهای گوناگون کابل با ایران، و نگاه مثبت افغانستان به ایران، همکاری دو کشور در آینده افغانستان می تواند رویکردهای سه جانبه امنیتی و سیاسی دو کشور را مستحکم تر کند. در بعد دیگری با توجه به نشست سه جانبه افغانستان، هند و امریکا با محور موضوعاتی چون واگذاری مسئولیت‌ های امنیتی از نظامیان خارجی به نیروهای افغان و توسعه روابط سه جانبه و همچنین کاهش تنش بین ایران و امریکا، عملا دهلی نو می تواند بسترساز کاهش اختلافات بین ایران و امریکا در افغانستان هم باشد.

هندوستان و ایران در سه دهه گذشته، منافع مشترک منطقه ای فراوانی در افغانستان داشته اند. این امر با سرنگونی شوروی بعد نوینی به خود گرفته است. در واقع هند و ایران طی سال های 2001-1996، هر دو از اتحاد شمال در برابر طالبان حمایت می کردند. همچنین هر دو کشور از سرنگونی رژیم طالبان حمایت و به دنبال جلوگیری از دستیابی دوباره قدرت توسط طالبان یا رژیمی مشابه آن بودند.

چهارم اینکه هندوستان به ایران به عنوان عاملی جهت تسهیل منافع اش در افغانستان می نگرد. این امر در حالی است که ایران با توجه به سطح گوناگون پیوندهای نژادی، مذهبی، زبانی و فرهنگی، نفوذ بسیار بیشتری از هند در افغانستان دارد. این امر در حالی است که روابط گوناگون تهران با احزاب سیاسی اپوزسیون قانونی، احزاب مذهبی و قومی نیز می تواند عاملی برای حضور بیشتر هند در افغانستان باشد.

2 : فرصت ها و پتانسیل های همکاری های اقتصادی دو جانبه هند و ایران در افغانستان

در یک دهه گذشته هند و ایران به دولت حامد کرزای کمک های اقتصادی مهمی ارائه کرده و جزو کشورهای معدودی هستند که به تعهدات خود در قبال افغانستان پایبند بوده اند. دو کشور به عنوان یاور و همکار افغانستان در بازسازی زیرساخت ها از جمله بازسازی جاده ها و سایر مناطق مرزی افغانستان محسوب می شوند.

با توجه به این امر گسترش همکاری های راهبردی ایران با هند می تواند اقدامی راهبردی در راستای تامین منافع و امنیت ملی و اقتصادی دو کشور و افغانستان ارزیابی شود. در همین راستا دو کشور به منظور تعمیق روابط اقتصادی، از سال 6-2005، در پی تشکیل یک کریدور شمال – جنوب بوده اند.

گذشته از این هند در مورد توسعه و تکمیل بندر چابهار و احداث خط راه آهن که چابهار را به زرنج افغانستان متصل خواهد کرد، با ایران به توافق رسیده است. این امر به هند اجازه می دهد که کالاهایی را از راه ایران به سراسر افغانستان منتقل کند. در این میان رابطه با ایران به هندوستان کمک می کند تا به بازارها مصرف کالا و منابع انرژی و معدنی گسترده افغانستان دست یابد.

به عبارتی توسعه بندر چابهار و بندرعباس از پروژه های مهم اقتصادی ایران و هند برای همکاری در افغانستان و بخشی از تلاش هند جهت دستیابی به افغانستان است. این امر زمانی اهمیت بیشتری می یابید که بدانیم هندوستان جدا از پاکستان، به عنوان دشمن، هیچ راه مستقیمی جهت دسترسی به افغانستان ندارد. در این حال کریدور چابهار – افغانستان علاوه بر فراهم آوردن امکان جابجایی کالا از بندرهای هند به ایران، نقش ایران را در ترانزیت کالا در منطقه گسترش بسیاری خواهد داد.

همین امر موجب شده است تا گسترش و بهبود ظرفیت بندر چابهار مورد توجه بنیادین هند قرار گیرد. امری که هم می تواند در خدمت منافع ایران و هم منافع هند باشد. همچنین رابطه هند با ایران به دهلی کمک می کند تا به بازارهای مصرف کالا و منابع انرژی منطقه آسیای مرکزی و افغانستان دسترسی یابد.

چرا که هندوستان هیچ راه مستقیمی جهت دسترسی به آسیای مرکزی و حوزه کاسپین ندارد. از سوی دیگر توسعه بندر چابهار در رویارویی با فعال شدن بندر گوادر پاکستان توسط چین بوده و علاوه جلوگیری از تسلط پاکستان و چین بر راه های آسیای مرکزی، می تواند به کاهش نقش اقتصادی و سیاسی پاکستان در افغانستان کمک کرده و این نقش را متوازن تر و در جهت منافع ایران و هند رهنمون کند.

فرزاد رمضانی بونش

پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه

نظر دادن مسدود گشته است.

آخرین نوشته ها