وبگاه تخصصي مجله ميهن
بروزرسانی: ۹:۴۹:۱۹ - سه شنبه ۸ ثور ۱۳۹۴
فتح کابل ، معجزه قرن

page

عبدالحی خراسانی:

چرا، چنین سکوت ؟
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا

انگار نه انگار که نخستین روز های ماه ثور ۱۳۷۱ بود که مجاهدان کوه نورد سنگر نشین ظلمت ستیز تحت رهبرى سید الشهداء انقلاب اسلامى افغانستان مسعود به دروازه هاى کابل رسیدند و سرود فتح و ظفر از بلخ و هرات و قندهار … طنین انداز کوه و کمرشد !
شما را چه شده است ؟
شرمتان باد که خود زنده اید اما تاریخ عزتمندى ، شهامت و شکوه تان را در پیش چشمانتان به قبرستان تاریخ سپرده اند!
آن شکوه و فال و فر افسانه بود ؟
اى تجارت پیشه گان سیاسى ، که الماس عشق و ایمان و جهاد و عزت و شکوه و افتخار را به ثروت باد آورده ء که حلال و حرامش معلوم نیست ، فروخته اید !
ان روز ها را بخاطر بیاورید…

دفاع از جهاد فقط مانور دادن براى گرفتن کرسى وزارت نیست !
شما مسخ شدگان تاریخ جهاد هستید که براستى جایتان فراموشخانهء تاریخ است .
اینجا روى سخنم با جوانان نسل جهاد است ، نه آنانیکه به اعتبار جهاد قطر شکم بارور کرده اند و قصر و کاخ بنا ساخته اند و در زندان لند کروزر ها برده و اسیر حرص و آز اند.
جوانان عزیز !
جهادتجلى ایمان بود؛
جهاد مکتب آزادى و انسانیت بود ؛
جهاد نماد عشق و عظمت استقلال بود؛
جهاد تبلور اخلاق و طلوع افق حقوق بشر بود.
فراموش کردن تاریخ جهاد و شهداء و مجاهدین خیانت به فرهنگ و تاریخ و تمدن ماست .
آنروز نماد جهاد شمشیر بود و امروز نماد جهاد قلم است و خرد و تفکر .
جوانان نسل جهاد !
به سلاح امروز جهاد قلم ، خرد و تفکر مسلح شوید .

 رستاخیز عظیم جهاد ملى و میهنى مردم افغانستان ؛ چرا، چه وقت ، چگونه و توسط که شروع شد ؟

لا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْراً عَظِیما(آیه۹۵ سوره نساء)

چرا رستاخیز عظیم ملى و جهاد مردم افغانستان شروع شد؟
یک :رژیم کودتا ارزیابى و محاسبه درستى از واکنش احتمالى جامعه و مردم افغانستان در برابر یک رژیم کمونیستى با شعار هاى ضد دینى و فرهنگى مردم افغانستان، نداشت .
دو :کودتا چیان از شناخت ریشه هاى عمیق دینى ، معرفت فرهنگى، در هم امیختگى سنت و باور هاى دینى جامعه در یک کلام عاجز بودند .
سه : احزاب خلق و پرچم تصور غیر واقعى از جامعه افغانستان داشتند و آنها فکر مى کردند توده هاى مردم که سالهاست در فقر و استبداد نسبى نظام خاندان سلطنتى بسر مى بردند از عدم عدالت اجتماعى و فقدان مشارکت سیاسى و روند غیر دموکراتیک نظام بستوه امده اند و رژیم کودتا را همراهى مى نمایند .
اما نکته اى مهمى را که رژیم کودتا مد نظر قرار نداده بودند باور هاى دینى ، فرمول حاکمیت سنتى و نقش علما در افغانستان بود .
نظام کودتا را گمان براین بود که دشمن آنها فقط اخوانى ها هستند که فاقد جایگاه زعامت و رهبرى مى باشند .
چهار :رهبران رژیم با رفتار هاى نابخردانه بسیارى از اقشار متوسط و باسواد جامعه را عملاً با خود دشمن ساختند .
رژیم کودتا باور هاى اجتماعى ، سنت ، ریشه عمیق دینى و معرفتى و از همه مهمتر حس استقلال فردى و غرور باطنى مردم را دست کم گرفته بود .
پنج: بسیارى از سران رژیم فاقد صلاحیت و مشروعیت حقیقى و حقوقى در جامعه بودند .
شش:  اقدامات شتابزده و غیر معمول ، جهالت نسبت به فرهنگ ، دستگیرى هاى گسترده ، زندان و کشتار هاى قشر وسیعى از مردم افغانستان مزید بر علت گردید.
در بسیارى از مناطق افغانستان مردم شخصیت اجتماعى مأمورین تازه حکومت را برسمیت نمى شناختند و احترام و اعتبارى براى آنها قائل نبودند .

جهاد چه وقت شروع شد ؟
ماه عسل رژیم کودتا بیش از سه هفته طول نکشید و اندک اندک از قراء و قصبات و حاشیه شهر ها نارضایتى شروع شد و بسرعت گسترش یافت و با قیام مسلحانه ى دره صوف و کنر نبرد رستاخیز عظیم ملى مردم افغانستان وارد مرحله اى تازه گردید.
نارضایتى سرتاسرى مردم افغانستان و نبرد هاى چریکى پراگنده برخى از شخصیت هاى روحانى افغانستان مانند صبغت الله مجددى و مبارزین نهضت اسلامى مانند شهید استاد ربانى را واداشت تا براى هماهنگى و انسجام قیام مردم افغانستان در پشاور دست به تأسیس واحد تشکیلات سیاسى و نظامى بزنند و اعلامیه جهاد بصورت رسمى اعلام گردید .
جهاد مردم افغانستان یک واکنش طبیعى در برابر نظامى بود که حماقت اش بر دانشش مى چربید.

که جهاد را شروع نمود ؟
اگر بخواهم با انصاف حقیقت هاى آنروز جامعه را تعریف کنیم ، باید بگویم که رستاخیز عظیم ملى مردم افغانستان در ابتدا یک رهبر قدرتمند منفى داشت که خود رژیم کودتا بود!

اگر از واقعیت نگذریم خراباتیان و عیاران خراسان نخستین کسانى بودند که جهاد را علیه نظام کودتا شروع نمودند.
من مى توانم ده ها فرمانده مجاهدین را که بشهادت رسیدند نام ببرم که نه ملا بودند و نه اخوانى !
عیاران سر بدار خراسان از بلاد بلخ و هریوا و قندهار و …آغاز گران جهاد بودند .
اتفاقاً در بسیارى از نقاط کشور قشر ملا بعد از همه اى أقشار کشور با مجاهدان همرایى نمودند.

مردم قیام را با تفنگ هاى شکارى و بازمانده از دوران جنگ هاى اول و دوم جهانى که از دوران نبرد با ارتش انگلیس و تجاوز اول روس نزدشان بود شروع نمودند .
نظامیان مسلمان در سراسر کشور مجاهدین را کمک نمودند .
آنچه را که ما امروز به نام احزاب جهادى مى شناسیم جهاد را انسجام بخشیدند و در نبود احزاب و تشکیلات قدرتمند ملى و مردمى مجاهدین را رهبرى و راهنمایى کردند.

یاأیها الناس إنا خلقناکم من ذکر وأنثى وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم إن الله علیم خبیر.

از آنجاییکه پنجره فیس بوک بر سه اصل شتاب و اختصار و زمان استوار مى باشد ، محل مناسبى براى نبشته هاى قصیده وار و طولانى نیست و لهذا من سعى مى کنم به نکات اساسى به اختصار اشاره کنم تا یاد آوریى شده باشد براى تحقیق و بررسى هاى علمى و بنیادین در آینده.

سه اشتباه عمده و اساسى حزب دموکراتیک خلق افغانستان :
یک : عدم شناخت درست جامعه ء افغانستان ، دست کم گرفتن قدرت بنیاد هاى سنتى و مساجد در کشور، عدم درک درست افکار عمومى نسبت به شعار هاى کمونیستى ،فقدان فهم درهم امیختگى سنت، فرهنگ ، دین و باور هاى عامیانه در کشور.

دو : عدم درک درست از موقعیت ژئوپولتیک و استراتیژیک جغرافیاى سیاسى افغانستان که فلسفه ایجادش بر مبناى منطقه حائل میان قدرت هاى استعماری بوده است .
و عدم درک منافع منطقه اى قدرت هاى بزرگ و حساسیت هاى بنیادین کشور هاى همسایه .

سه :قتل و کشتار و زندان تمام کسانى که به نظر آنها دشمن بحساب مى امد، بدون دادگاه و محاکمه.
اعلام دشمنى آشکار رژیم با هر پدیده اى فرهنگى ، اجتماعى و اعتقادى که به نظر آنها ضد کمونیستى بحساب مى امد .
ارتباط دادن نارضایتى و قیام خود جوش مردم افغانستان به کشور هاى همسایه و غرب و همه را به یک چوب زدن .
عدم درک درست از قدرت مانور و نفوز دو کشور همسایه .

چرا نارضایتى و قیام ملى مردم افغانستان از رژیم کودتا به جهاد سرتاسرى و تمام ائدئولوژیک تبدیل شد ؟

ناتوانى رژیم در دفاع از خود و تجاوز آشکار نظامى اتحاد جماهیر شوروى به افغانستان به عنوان یک امپراطورى ضد خدا و دین ، کفهء اعتقادى و دینى قیام و رستاخیز ملى مردم افغانستان را سنگین تر ساخت .
این تجاوز آشکار نظامى به عنوان یک فرصت طلایى براى جهان غرب تلقى شد و اشتراک منافع بین پیروان و سیاستمداران دو دین ابراهیمى را فراهم اورد.
براى اولین بار غرب دریافت که یک کشور فقیر و کاملاً خدا باور حاضر است براى حفظ کشور و اعتقاد و دین اش تمام داشته ها و نداشته هایش را در کف اخلاص بگزارد و تقدیم خدا کند.

این یک فرصت منحصر بفرد بود و لهذا جهان غرب با حد اکثر حمایت سیاسى و اقتصادى در کنار پاکستان به عنوان کشور ایکه صد ها هزار جنگجوى مجاهد و میلیونها مهاجر را در خاک خود جاى داده است ایستاد.

جهان غرب بدرستى دریافته بود که ارتش شکست ناپذیر جهان که افتخار شکست آدلف هیتلر و ناپلیون را یدک مى کشد، اکنون در باطلاقى افتاده است که کانون امپراطورى اش را در هم خواهد پیچید!

ایجاد تشکیل احزاب جهادى در پشاور:
هفت تنظیم جهادى براى تقویت ، تنظیم و حمایت مالى، سیاسى و نظامى مجاهدین در پشاور سر بر افراشتند که هر کدام داراى نگرش متفاوت و اهداف معین و استراتیژى مشخص بودند، اما همگى در جنگ و جهاد علیه اشغال نظامى و رژیم مزدور متحد و همنواشدند .

جمهورى اسلامى ایران و اهداف متفاوت: 
الف : از یکطرف انقلاب ایران با شعار اسلامى اما هدف و استراتیژى مذهبى شعار جهان اسلامى سر مى داد و نمى توانست دروازه هاى خود را بروى میلیونها مهاجر که از تجاوز یک قدرت کمونیستى به کشور اسلامى و همسایه پناه آورده بودند جلوگیرى نماید .
ب: از طرف دیگر براى ایران که شعار هاى مرگ بر امریکا سر مى داد و با همه اى سران عرب اولتیماتوم دشمنى و صدور انقلاب داده بود نمى توانست در افغانستان کاملاً با منافع آنها همنوا باشد.

لهذا جمهورى اسلامى ایران در عصر جهاد یک سیاست سه بعدى را در پیش گرفت .
الف : تهران تا اخرین لحظه اى سقوط رژیم کمونیستى کابل روابط دیپلوماتیک رسمى و روابط غیر رسمى خود را حفظ نمود .
ج: به مهاجرین اجازه داد که وارد ایران شوند و بیشتر سعى نمود مهاجرین در فرصت هاى شغلى با توجه به نیاز جامعه در حال جنگ ایران جذب شوند، اما بصورت هوشمند از انسجام و انتظام تشکیلاتى احزاب اهل تسنن جلوگیرى مى نمود و در یک کلام هیچ یک از احزاب جهادى آزادى عملى را که در پشاور داشتند، قطعاً در ایران نداشتند.
هـ : ایران در حال جنگ با عراق بود و روابط گرمى با مسکو داشت و لهذا سعى مى نمود با حفظ منافع خود در افغانستان تعادل در روابط خود را با هند و مسکو نگه دارد .
در مجموع فعالیت هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى تمام احزاب جهادى مقیم ایران تحت کنترول مستقیم و غیر مستقیم دولت قرار داشت .

تأسیس احزاب جهادى در خارج از کشور نخستین پوتانسیل مداخلهء سیاسى و معنوى کشور هاى همسایه و جهان عرب و غرب را در قیام ملى و جهاد مردم افغانستان اندک اندک فراهم نمود .

وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِوَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ﴿۵﴾ وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ ﴿۶﴾) سوره القصص

آرى برادر !
اینچنین بود که قیام سرتاسرى و عظیم مردم افغانستان در برابر اتحاد جماهیر شوروى که فرمانروای متقدرش با کفش بر میز سازمان ملل متحد مى کوبید و صداى اعتراض از زمین و زمان
بر نمى خواست !؟

یک إبر قدرت که مى رفت تنها ابرقدرت جهان باشد در پنجه اى مردم کشورى فقیر و مغرورى اسیر ماند تا شکست و فروپاشید و بساط امپراطورى اش برچیده شد .

اى فرزندان مجاهد !
برغم عناصر مذبذب و ترسو و مصلحت گرا و تجارت پیشه …
مغرور باشید !
شما صاحبان این آب و خاک هستید !
سرزمین کبک او شاهین مزاج
آهوى او گیرد از شیران خراج
بیایید کمى هم تاریخ را در جهان تصاویر بخاطر بیاوریم !

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(۲۵۶)

اشتباهات احزاب جهادى مقیم پشاور:
از قضاى روزگار بزرگترین اشتباه احزاب جهادى همان اشتباهاتى بود که حزب دموکراتیک خلق افغانستان مرتکب شده بود .
یک : احزاب جهادى قیام سرتاسرى و رستاخیز عظیم ملى مردم افغانستان را در راستاى اهداف و جهان بینى خود تعریف مى نمود و درک و شناخت درستى از اهداف لإیه هاى اجتماعى طبقات متوسط شهرى و علل اصلى نارضایتى قشر باسواد جامعه نداشت یا نمى خواست بداند!

دو : به همان ترتیب ایکه رژیم کودتا سعى در یکسان سازى جامعه بطرف باور هاى کمونیستى داشت احزاب جهادى مقیم پیشاور هم تلاش مفرطى داشتند تا تمام مخالفین رژیم کمونیستى را در چهارچوب جهان بینى امت اسلامى خود جمع آورند و بحر را در کوزه کنند!

سه : احزاب جهادى با قشر گرایى مفرط سبب شدند تا قشر تحصیل کرده و با سواد و متوسط شهرى که به پشاور رسیده بودند بهر طریقى از ان شهر بطرف غرب یا حد اقل کشور هاى همسایه بروند و به این ترتیب احزاب جهادى ظرفیت هاى سیاسى و کادر مؤثر در صحنه سیاست منطقه و روابط بین المللى از دست داد.

چهار : حتى افرادى مانند شادروان استاد خلیلى و شادروان عبدالرحمن پژواک که با دشوارى و سختى وارد پشاور شدند و آماده خدمت بودند، فرصت و آزادى داده نشد .
دگم اندیشى و قرائت واحد و انعطاف ناپذیر معرفت دینى و فرهنگى فضاى پشاور گاهى چنان چندش اور مى شد که تو فکر مى کردى انقباض خانه ء روى زمین است .
پنج : احزاب جهادى با جهان خارج در سطح بین المللى تماس مستقیم براساس یک استراتیژى واحد و مستقل نداشتند و هر نوع ارتباط با خارج از پاکستان از طریق اسلام آباد تدوین و هدایت و مدیریت مى شد.

افغانستان میدان جنگ تمام عقده هاى فروخفته تاریخ قرن بیست شد !
افغانستان در کشمکش منافع متقابل و متضاد کشور هاى همسایه و استفاده ایالات متحده امریکا از جهاد مردم افغانستان به عنوان یک ابزار در جهت استراتیژى سقوط اتحاد جماهیر اشتراکیه اى شوروى سوسیالیستى گرفتار جنگ ویرانگر و نابود کننده شد .

متأسفانه احزاب جهادى افغانستان فاقد هر نوع برنامه استراتیژیک و مدون براى آینده بودند و تمام گفتمان إنها در شعار ها و نوشته هاى پراگنده سید قطب محدود و منحصر مى شد .

پاکستان با استراتیژى درازمدت در محور منافع ملى و منطقه یى خود بصورت سیستماتیک توانست بخوبى تمام رهبران جهادى را هدایت و رهبرى نماید.
متأسفانه شعار هاى احزاب جهادى در زمینه دولت آینده و برنامه هاى درازمدت زمینه عملى با جامعه اى افغانستان نداشت .

هرقدر ما بطرف پیروزى نزدیک تر مى شدیم اختلاف میان احزاب جهادى رشد مى کرد و در واقع تمام ارزوهاى فروخفته اى و سرکوب شده به یک بارگى مى خواستند براورده شوند .

و متأسفانه ما هر قدر به پیروزى نزدیک تر مى شدیم مداخلات خارجى بخصوص سه کشور ( پاکستان ، ایران و عربستان سعودى ) بیشتر مى شد .

نظر دادن مسدود گشته است.

آخرین نوشته ها